این تئوری بدون شک با هر عقل و منطقی، آنهم در جهان امروز که انباشت تسلیحات روز به روز ارقام بالاتری را به خود میبیند و حتی بحث رقابت هستهای و تقابل در قطب شمال و فضا وارد مدار تقابلی شده، جور در میآید و مورد تایید است؛ چراکه تمام منازعات و مخاصمات، در نهایت این مذاکره و گفتوگو بوده که به این روندها تخاصمی خاتمه داده است، اما در این میان سخنان ترامپ و نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل را اگر در کنار اقدامات روزهای اخیر این دو قرار دهیم، به وضوح میبینیم که یک ضلع سوم دیگری هم به این روند اضافه شده و آن تحرک کشورهای عربی منطقه یا بهتر بگوییم، حاشیه خلیجفارس است.
قطر و تبادل پیام
آنچه به موازات این سه ضلعی باید مدنظر قرار بگیرد، اقدامات و تحرکات دیپلماتیک ایران طی بیش از یک هفته گذشته است. سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان که تا روز گذشته در نیویورک به سر میبرد، در این ایام به همراه سایر تیم دیپلماتیک ایران، تمام وقت و تمام قد تلاش کردند تا مفهوم و درونمایه منطق ایران در خصوص تنگه هرمز، وضعیت منطقه و حتی پرونده هستهای را به سمع و نظر جهانیان برسانند و این مدل از دیپلماسی را هم در دیدارهای دوجانبه و هم در مصاحبههای خود پیش بردند. در این راستا او پیش از ترک نیویورک در خصوص آخرین وضعیت تبادل پیام با آمریکا اعلام کرد که «طرح ما که به طرح ۷ مادهای معروف شد، از طریق واسطه قطری به آمریکاییها منتقل شد. علیرغم حرفهایی که رئیسجمهور آمریکا زد، من گفتم منتظر پاسخ رسمی آمریکا از طریق واسطهها هستیم و یکی از واسطههای قطری دیدار مجددی با ما داشت. با یکدیگر بحثهایی انجام دادیم و ایدههایی درباره اینکه چگونه میشود برای تحقق شروط ایران راهگشایی کرد و چگونه میتوان این شروط را محقق کرد. آنها ایدههایی داشتند و ما درباره آنها بحث کردیم. قرار است این موضوع را باز هم به طرف آمریکایی مطرح کنند و سپس پاسخ نهایی طرف آمریکایی از طریق واسطه قطری به ما منتقل شود». وی همچنین گفت که «قطریها، هر زمانی که پاسخی داشته باشند، خودشان میدانند که چگونه میتوانند آن را به ما برسانند. این ارتباطات و پیامهایی که میان میانجیگران قطری و پاکستانی ردوبدل میشد، از قبل هم وجود داشته است. هماکنون با توجه به طرحی که ایران ارائه داد، شکل جدی تری به خود گرفته است. اگر پاسخی باشد، قطریها آن را خواهند رساند و براساس آن در تهران تصمیمگیری خواهد شد. ما شاهد هستیم تبلیغاتی در رسانههای مختلف شکل گرفته و ادعاهایی مطرح میکنند و مطالبی را به ایران منتسب میکنند. بنده با قاطعیت عرض میکنم که هیچ تغییری در مواضع ایران رخ نداده است. شروط ما برای بازگشایی تنگه مشخص است. در خصوص سایر مسائل نیز موضع ما مشخص است. در حال حاضر اصلاً بحثی وجود نداشته که انعطافی وجود داشته باشد». عراقچی تاکید کرد که «بحث ما روشن است. در حال حاضر فقط موضوع تنگه هرمز است. باز شدن تنگه هرمز هم منوط به تحقق یکسری شروط است که به طرف مقابل اعلام کردیم و خواهش میکنم به این گمانهزنیها یا فضاسازیهای عمدی که بعضی از رسانهها انجام دادهاند، توجه نشود». این مواضع رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان به این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد، تهران همچنان باب گفتوگو را باز گذاشته است، اما در این میان ما شاهد یک هراس منطقهای هستیم.
اسرائیل و دوستانش!
واقعیت غیرقابل انکار این است که هم ترامپ و هم نتانیاهو در آستانه انتخاباتی قرار دارند که خروجی آنها برای هر دو اهمیت دارد و به نوعی حیات سیاسی آنها را رقم خواهد زد؛ چراکه ترامپ برای ترامپ علیرغم سخنان اخیرش، نتایج انتخابات میاندورهای از اهمیت خاصی دارد و نتانیاهو هم در آستانه انتخابات کنست در محاصره اپوزیسیون تلآویو قرار دارد. اما در این راستا باید توجه شود که در منطقه، نتانیاهو و سایر کشورهای عربی و در رأس آنها امارات که پیمان ابراهیم را با تلآویو به امضا رسانده، پس از مجمع عمومی سازمان ملل به سمت یک سناریوی همگرایی پیش رفتند که تمام این اقدامات نشان از هراس آنها درباره هرگونه توافق میان ایران و آمریکا دارد. بر این اساس است که دیده میشود بلافاصله پس از بازگشت نتانیاهو به اسرائیل، او عازم ابوظبی میشود و چندی بعد هم نماینده امارات در سازمان ملل ادعای تکراری مالکیت بر جزایر سهگانه ایران را مطرح میکند. این موضوع میتواند تا حدودی موید آن باشد که تهران به صورت مشخص توانسته «دیپلماسی ایرانی» را با فرمول خاص خود در نیویورک پیش ببرد و همین موضوع باعث ترس نتانیاهو و برخی کشورهای عربی شود و این دو را به یکدیگر نزدیک کند؛ چراکه علیرغم تمام سمپاشیهای رسانهای، ایران توانست حرف خود را به صورت واضح به گوش جهانیان برساند و این به معنای تعمیق دیپلماسی عمومی تهران در عرصه جهانی است.